از قدیم اشکال میکردند که دین از سیاست جداست یا خیر؟با اندک تأملی در رفتار برخی سیاسیون کشورمان میفهمیم که دین از سیاست جدا نیست.برای اثبات این حرف چند مثال میآوردم.
1- یادمونه برای اینکه نمایندگان محترم مجلس در دوره ای که اکثریت اصلاح طلب بودند ، برای رسیدن به اهدافشان در مجلس تحصن کردند و روزه میگرفتند.از آن زمان کلمه "روزه سیاسی" باب شد.هرچند دوستان به شوخی یا جدی عکسهائی داشتند که نشان میداد در حال خوردن و آشامیدن هستند و فقط برای سیاست ابراز میکردند که روزه هستند.
2- مورد دیگر که اخیرا شاهدش بودیم گفتن "الله اکبر" بر فراز خانه ها بود.هر چند این رویه در زمان انقلاب ، مردم در مقابل رژیم پهلوی بکار میبردند ولی بنظر میرسد در زمان حال جایگاهی ندارد.چون شیوه ای را که خود مسئولین فعلی نظام ابداء کردند را در مقابل خودشان بکار بردن معنا ندارد. میتوان از این به بعد به آن "الله اکبر سیاسی" اطلاق نمود.
3-موردی را که اخیرا شاهدش بودیم نماز جمعه امروز تهران بود.خوشحال بودیم که خیلیها آمده بودند.از زن و مرد و پیر و جوان.مانتوئی و چادری.ولی برام سئوال ایجاد شد ، اینان که برای نماز اومده بودند،نمیدونستند که باید آداب نماز را رعایت کنند.مثلا حجاب رعایت شود چه چادر باشد و چه مانتو.
موهای سرشان آنچنانی ، برخی از جاهای بدن که در نماز باید پوشیده باشد،عریان بود.در یک صف هم مرد و هم زن!!!؟واقعا چرا اینطوری بود؟البته شاید مرجعشان فتوا داده بود که از باب ضرورت اشکال ندارد!؟که بعید به نظر میرسد.خیلیها هم که نماز نخوندند و الکی ایستاده بودند.میتوان گفت نماز دیگران رو هم خراب میکردند.البته نماز جمعه یک امر عبادی،سیاسی شمرده میشود ولی نماز جمعه امروز تهران رو میتونیم "نماز جمعه خیلی سیاسی" نامگذاری کنیم.
باید منتظر بمونیم ببینیم دفعه بعد چه چیزی " سیاسی " میشود؟
حالا با این مثالهائی که زدم میتونیم بازم بگیم دین از سیاست جداست؟
